امام حسین علیه السلام میفرمایند:هر یک از دو نفـرى که میان آنها نزاعى واقع شود و یکـى از آن دو رضایت دیگرى را بجـویـد ، سبقت گیـرنـده اهل بهشت خـواهـد بــود.(کشف الغمة فی معرفة الائمه ج 2،ص 33)**********************امام حسین علیه السلام میفرمایند:کسی در قیامت در امان نیست مگر کسی که در دنیا ترس از خدا در دل داشت.(مناقب ابن شهر آشوب ج/4 ص/ 69) (بحار الانوار، ج 44، ص 192 )*******************************امام حسین علیه السلام میفرمایند:آن که در کاری که نافرمانی خداست بکوشد امیدش را از دست می دهد و نگرانیها به او رو می آورد.(الکافی،ج2،ص373)(الکافی،ج4،ص117)*********************************امام حسین علیه السلام میفرمایند:کسی که تو را دوست دارد، از تو انتقاد می کند و کسی که با تو دشمنی دارد، از تو تعریف و تمجید می کند(نزهه الناظر،ص88)**********************************امام حسین علیه السلام میفرمایند:خداوند قائم ما را از پس پرده غیبت بیرون مى‏ آورد و آن‏گاه او از ستم‏گران انتقام مى‏ گیرد.(إثباة الهداة ، ج 5 ، ص 196)**********************امام حسین علیه السلام میفرمایند: من کشته اشکم ؛ هر مؤمنى مرا یاد کند ، اشکش روان شود.(کامل الزیارات ، ص 108)********************************امام حسین علیه السلام میفرمایند:خدایا! با غرق کردن من در ناز و نعمت، مرا به پرتگاه عذاب خویش مَکشان و با بلایا (گرفتارى‏ ها) ادبم مکن.(الدُّرًّةُ البَاهرة من الأصدَاف الطّاهِرة،ص 23)*****************************************

السلام علیک یاابا عبدالله الحسین علیه السلام

فرستادن به ایمیل چاپ
میانگین امتیار کاربران: / 472
ضعیفعالی 

همایش بزرگ جهانی شیرخوارگان حسینی

همزمان با 2500 نقطه درسراسرجهان

صبح اولین جمعه ماه محرم

همراه با دعای ندبه ساعت 6

در مهدیه مسجد حضرت صاحب الزمان عج کرمان

چه کوتاه است فاصله ظهر غدیر تا ظهر عاشورا!

روز بالا رفتن دست علی علیه السلام

تا روز بالا رفتن سرحسین علیه السلام!

غدیر کربلای عوام بود و کربلا غدیر خاص

در غدیر با آنکه بیعت گرفته شد جفاشد

و در کربلا با آنکه بیعت برداشته شد

وفا ماند.

وزش بادهای خوش بو را حس می کنم

میان این همه تکرار روزها و نیامدنت

که سرفصل تمام عصرهای جمعه است.

ستاره های بی فروغ را بنگر و زمینی را که

زانو زده و فریاد العجل سر می دهد.

پشت سر تمام روزها اسپندهای دود نشده

و کوچه های بی حضور نقش بسته اند،

عقربه ها می گریزند و  ثانیه ها

خاکستر می شوند، همه آمدن تو را جار می زنند.

پس کی می آیی ای طلوع هستی؟

قفسها زیاد شده اند

و پرنده های در قفس زیادتر و تقویم،

روزهای به تکرار نشسته اش را گم کرده!

بشمار پنجره های فولادی بسته را

و کودکانی را که با سیلی زمانه،

رنجور چون فانوس نیم سوز شده اند.

کجایی ای سبزینه پوش که آمدنت را هر جمعه

تکرار ندبه های دلتنگی و اشک به غروب می رسانم.

کجا ایستاده ای که جهان

کهنسال ما غمهای همیشگی اش

را به دست باد می سپارد،

زمان داد می زند زخم سالهای

بی تو را که پای گذر ثانیه ها،

لحظه لحظه شانه های زمین را بی طاقت می کند.

هر جمعه دستهای مهدیه صاحب الزمان عج بالا می رود

و حضور تو را به دعا می نشیند.

این روزها زمین و زمان منتظرند تا  تو

بیایی و مزار مادرت را به خیل عاشقان

درد آشنا نشان دهی.

آسمان بغض آلود است

و دل گرفته و حالی به ابرهای

سیاهپوش نمی دهد و آواز پرندگان

در سینه هاشان مدفون شده است.

کوچه های فاطمیه را با

اشک و گلاب آب و جارو کرده ایم ......

زودتر بیا.... منتظریم


منم سرگشته حیرانت ای دوست

کنم یکباره جان قربانت ای دوست

تنی نا ساز از شوق وصل کویت

دهم سر بر سر پیمانت ای دوست

دلی دارم در آتش خانه کرده

میان شعله‌ها کاشانه کرده

دلی دارم که از شوق وصالت

وجودم را ز غم ویرانه کرده

من آن آواره بشکسته حالم

ز هجرانت بُتا رو به زوالم

منم آن مرغ سرگردان و تنها

پریشان گشته شد یکباره حالم

زِ هَر سر بر سر سجاده کردم

دعایی بهر آن دلداده کردم

ز حسرت ساغر چشمانم ای دوست

زبان از یکسره از باده کردم

دلا تا کی اسیر یاد یاری؟

ز هجر یار تا کی داغداری؟

بگو تا کی ز شوق روی لیلی

تو مجنون پریشان روزگاری؟

پریشانم، پریشان روزگارم

من آن سرگشته ی هجر نگارم

کنون عمریست با امید وصلت

درون سینه آسایش ندارم

ز هجرت روز و شب فریاد دارم

ز بیدادت دلی ناشاد دارم

درون کوهسار سینه خود

هزاران کشته چون فرهاد دارم

چرا ای نازنینم بی وفایی؟

دمادم با دل من در جفایی

چرا آشفته کردی روزگارم

عزیزم دارد این دل هم خدایی